راه های ارتباطی: شماره تماس: 09906015646*** آی دی تلگرام:faridmoazen@

چرا پاداش های کلان به مدیران عملکرد آن ها را به پایین ترین حد ممکن می آورد؟

یرکس و دادسن دو روانشناس هستند آن ها آزمایش شوک الکتریکی با موش ها را انجام دادند.آن ها موش ها را در هزاره هایی قرار می دادند که به هزاره ها به رنگ های سفید و مشکی بود.آن ها هنگام عبور از برخی هزاره ها دچار شوک الکتریکی می شدند.هنگامی که شوک ها ضعیف بودند، موش ها چندان انگیزه ای نداشتند،و، در نتیجه، سرعت آموختنشان خیلی کند بود.وقتی شوک های الکتریکی در حد ملایم بودند، موش ها بیشتر تحریک می شدند که قوانین هزاره ها را بیاموزند، و سریع تر یاد می گرفتند.تا اینجا،حدس های ما در مورد ارتباط میان انگیزه و عملکرد همخوانی داشت.

اما مسئله اینجا بود:وقتی شوک الکتریکی شدید بود،عملکرد موش ها بدتر می شد! در حقیقت، به درون ذهن موش راه یافتن مشکل است، ولی این طور به نظر می رسد که وقتی شوک الکتریکی شدید است، موش ها نمی تواستند به جز روی ترس خود از شوک بر چیز دیگری تمرکز کنند.

با توجه به این منطق می توان حدس زد که موش ها زمانی که به راستی می خواستند از شوک برقی شدید پرهیز کنند،با سریع ترین سرعت ممکن یاد می گرفتند که چه کاری انجام دهند.

ما معمولاً خیلی سریع حدس می زنیم که میان مقدار انگیزه و قابلیت کارکرد بهتر پیوند وجود دارد.منطقی به نظر می رسد که هرچه بیشتر انگیزه داشته باشیم به چیزی دست می یابیم،برای دستیابی به هدفمان جدی تر تلاش می کنیم، و این که این تلاش افزایش یافته سرانجام ما را به هدفمان نزدیک تر می کند.

در کل، این منطقی است که در پشت پرداخت پاداش های سر به فلک کشیده کارگزاران سهام و مدیران کل اجرائی وجود دارد:به افراد پاداش کلان بدهید، آنان انگیزه پیدا می کنند که در سطح عالی کار انجام دهند.

آزمایش یرکس و دادسن می بایستی ما را وادارد به ارتباط  واقعی میان پرداخت،پاداش و عملکرد در بازار کار از خود سوال کنیم.

نتیجه ی آزمایش بالا این بود در سطوح پایین انگیزه، افزودن انگیزه ها به افزایش عملکرد کمک می کند.ولی همچنان که انگیزه ها افزایش می یابد،افزودن مشوق یا محرک یا پاداش می تواند نتیجه ی معکوس دهد و از عملکرد بکاهد و چیزی را خلق کند که روانشناسان اغلب آن را ((رابطه ی یوی برعکس)) می نامند.

دن آریلی آزمایش عملکرد پاداش را به صورت زیر ترتیب داد:

سه گروه تشکیل داد:

1)درآمد معادل یک روز یعنی پاداش اندک.

2)درآمد معادل دو هفته یعنی پاداش متوسط.

3)درآمد معادل پنج ماه یعنی پاداش کلان.

آن ها را در کار هایی که مستلزم خلاقیت،تمرکز فکری،حافظه و مهارت حل مسئله بود قرار دادند.

نتیجه ی آزمایش این شد که کسانی که قرار بود پاداش بیشتر را بگیرند،کمترین سطح عملکرد را نشان دادند.آنان، نسبت به کسانی که در وضعیت های پایین یا متوسط پاداش قرار داشتند، کمتر از یک سوم زمان به عملکرد خوب یا خیلی خوب دست یافتند.

این آزمایش در نظر کسانی که در وضعیت دریافت پاداش خیلی زیاد قرار داشتند به قدری استرس زا بود که زیر بار فشار ناشی از آن وضعیت داشتند خفه می شدند، درست مثل موش ها در آزمایش یرکس و دادسن.

نتیجه کلی این است که زمانی که مشوق ها و پاداش های کلان به مدیران داده می شود مدیر مربوطه بجای اینکه انگیزه داشته باشد برای عملکرد بهتر تنها تمرکز وی رسیدن به پاداش کلان است و شدت این استرس از عملکرد آن می کاهد.

 

پاسخی بگذارید

بستن منو