راه های ارتباطی: شماره تماس: 09906015646*** آی دی تلگرام:faridmoazen@

چرا افراد ناموفق درباره ی ناکامی های خود نه کتاب می نویسند و نه سخنرانی می کنند؟

امیر هرکجا را نگاه می کند ستارگان موسیقی پاپ را می بیند.صفحه ی تلویزیون، روی جلد مجلات، در برنامه های  کنسرت و در سایت های مختلف و شبکه های اجتماعی، آن ها همه جا ظاهر می شوند.

نمی توان آهنگ های شان را در بازار، رادیو و سالن های ورزش نشنید.ستارگان پاپ همه جا حضور دارند.خیلی پرشمارند و موفق.

امیر که از داستان های قهرمانان پرشمار گیتاریست هیجان زده شده بود یک گروه موسیقی راه انداخت.آیا موفق خواهد شد؟

احتمالش فقط کمی بیشتر از صفر است.او هم به احتمال زیاد مثل بقیه، کارش به گورستان موسیقیدانان ناکام خواهد کشید.این گورستان، ده هزار برابر صحنه ی اجرای زنده،در خود موسیقیدان جای داده،اما جز سوپراستارهای شکست خورده، هیچ خبرنگاری به این افراد ناکام علاقه نشان نمی دهد.برای همین، این گورستان از بیرون، نامرئی به نظر می رسد.

 

 

 

در زندگی روزمره، چون موفقیت بیش از ناکامی به چشم می آید، دائماً شانس موفقیت خود را بیش از اندازه تخمین می زنی.تو هم(مثل امیر)، به عنوان کسی که هنوز وارد ماجرا نشده، تسلیم یک توهم هستی و نمی دانی شانس موفقیت چقدر پایین است.امیر، مثل خیلی های دیگر، قربانی خطای بقاست.

پشت سر هر نویسنده ی موفق می توانی صد نویسنده ی دیگر را پیدا کنی که کتاب های شان هرگز به فروش نمی رسد.پشت سر آن هم می توانی صد نویسنده ی دیگر هست که ناشری پیدا نکرده اند.پشت سر آن ها هم باز صد نفر دیگر که دست نوشته های ناتمام شان روی تاقچه خاک می خورد و پشت سر آن ها هم باز صد نفر دیگر هست که رویای این را دارند که روزی کتابی بنویسند.بااین حال، فقط از نویسندگان موفق می شنوی(که امروزه خیلی از آن ها خودشان کتاب شان را چاپ می کنند) و نمی توانی تشخیص بدهی احتمال موفقیت ادبی چقدر کم است.

در مورد موسسان شرکت، هنرمندان، استارتاپ ها، هنرمندان، ورزشکاران و معماران و برندگان جایزه ی نوبل، مجری های تلویزیونی نیز داستان همین گونه است.

رسانه ها علاقه ای به نبش قبر در گورستان افراد ناموفق ندارند و این اصلاً کار آن ها نیست.برای اجتناب از خطای بقا، باید این نبش قبر را خودت انجام بدهی.

زمانی که پول و ریسک در میان باشد، با خطای بقا مواجه می شوی: فرض کن دوستت شرکت جدیدی راه می اندازد.تو هم جزء سرمایه گذاران احتمالی هستی و فکر می کنی که فرصت خوبی نصیبت شده:شرکتی که اگر خوش شانس باشی، می تواند آمازون بعدی باشد.اما واقیعت چیست؟ محتمل ترین سناریو نرسیدن این شرکت حتی به خط شروع است و دومین نتیجه ی محتمل هم ورشکستگی ظرف مدت سه سال است.از بین شرکت هایی که در سه سال اول دوام می آورند، بیشترشان هرگز بیشتر از ده کارمند نداشته اند.

پس این یعنی هیچ وقت نباید پولی را که با زحمت به دست آورده ای به خطر بیندازی؟نه لزوماً.اما باید متوجه باشی خطای بقا در کار است و مثل خرده شیشه بر سر راه موفقیت قرار دارد.

اگر به گورستان های افراد و شرکت های ناموفق سربزنی، متوجه خواهی شد ساکنان آن جا هم خیلی از خصوصیاتی را داشته اند که علل وفقیت تو هستند.

خطای بقا یعنی افراد دایماً احتمال موفقیت خود را زیاد از حد تخمین بزنند.با سر زدن به گورستان پروژه ها، سرمایه گذاری ها و شغل هایی که در زمانی بسیار امیدوار کننده به نظر می رسید، در برابر این خطا موضع بگیر.قدم زدن در این گورستان، ناخوشایند ولی برای روشن شدن ذهن تو لازم است.

 

پاسخی بگذارید

بستن منو